خرید بک لینک
جای شما خالی، حال و هوای شیراز اینروزها بهاریه. هم حالش هم هواش. یه حالی که بعد از سی و چند سال سکونت مداوم در شیراز، هنوز نتونستم درست و حسابی از پس وصفش بربیام. درختها جوانه زدن و نسیم ملایم و خنکی مدام در حال وزیدنه. هر از گاهی ابر میشه و نم نم بارونی، و یه جنب و جوش دلپذیر و خوشایند بین مردم. و اگه کمی از من جوونتر باشی، میشه با یه لا پیرهن تمام روز و کمی از شب رو سر کرد. پیش از ظهر دیروز با تاکسی عازم جایی بودم. تقریبا اواسط راه و در ترافیک میدانی، از پشت شیشه بساط یه واکسی رو دیدم که سر کوچه بن بستی پهن کرده بود. به راننده گفتم که نگه داره و پیاده شدم. رفتم سراغش و پرسیدم: وقت داری یه وا

برچسب: هوای,بهاری, نویسنده: مبین مرادیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:37

سکه مربوط به دوران نادر شاه افشار است.

با عبارت "خلد الله ملکه، ضرب تبریز 1151"

توضیح و تفسیر: "خداوند مُلک و سلطنت او را پایدار و جاویدان بدارد". سال ضرب به هجری قمری و جنس سکه از نقره است. ضرب بصورت چکشی است و پشت سکه در میان یک دایره کوچک "السلطان نادر" حک شده است. اندازه اش مناسب است و اگر به سلیقه ات جور درآید، میشود یک رکاب زیبا برایش ساخت و بعنوان انگشتر استفاده کرد.

برچسب: خداوند,پایدارت,بدارد, نویسنده: مبین مرادیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:37

کمی از ظهر گذشته بود که برگشتم خونه. از صبح نیم ساعت دنبال یه حوزه خلوت گشتم که گیرم نیومد. همه جا شلوغ بود. بخودم گفتم اول و آخر باید دو سه ساعتی توی صف بایستی، و این کمترین کاریه که باید انجام بدی. بالاخره تو یه مدرسه نزدیک خونه رفتم آخر صف. بیشتر تو سایه بودیم و کمی هم آفتاب. طبق عادتم و بر خلاف اکثر مردم ساکت بودم و به حرفهای اونا گوش میدادم. آدمای توی صف که همدیگه رو نمیشناختن، به طرز غریبی مهربون شده و با هم خوش و بش و شوخی میکردن. این وسط جوانکی مشغول مباحثه با مرد میانسالی بود که یواش یواش داشت به جدل لفظی کشیده میشد. دیگرون دخالت کرده و به جوانک حالی کردن که دیگه وقت بحث و جدل تموم شد

برچسب: انشاالله,میزان,رای,ملت,است, نویسنده: مبین مرادیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:37

ایستادن بیجا مانع از کسب است. لطفا مزاحم نشوید.از دادن نسیه معذوریم، حتی شما دوست عزیز. عاقبت نقد فروشی، عاقبت نسیه فروشی .......... اشکال از فرستنده است. لطفا به گیرنده های خود دست نزنید. دنباله برنامه تا چند لحظه دیگر... ......... ورود افراد معتاد به سالن سینما اکیدآ ممنوع است. ورود افراد کمتر از 18 سال ممنوع. اول ساندویچ بعد سینما. فروش بلیط فقط نیم ساعت قبل از آغاز هر سئانس میباشد. سئانسهای صبح دو فیلم با یک بلیط. ......... برای خرید نوشابه، شیشه خالی همراه داشته باشید. به هر نفر فقط دو پاکت شیر داده میشود. گرویی کاسه ماست پنج تومان... فروش دستمال کاغذی فقط به همراه رب گوجه فرنگی. سکه دو ر

برچسب: جملات,اغلب,فراموش,شده, نویسنده: مبین مرادیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:37

به فیلمهای مستند تاریخی و حیات وحش بینهایت علاقه مندم و اغلب چنان در فیلم غرق میشوم که سوزش چشمها یاد آوریم میکنند که هر از گاهی باید پلک بزنم. اینگونه فیلمها حتی اگر تکراری هم باشند، باز هم برای من تأثیر گذار و لذت بخشند. در یکی از این فیلمها، وقتی نقاشی دیواری یک غار را برای چندمین بار میدیدم، یکباره به صرافت افتادم که این آثار نمیتوانند کار ساکنین عادی همان غار باشند. حتمآ یک داوینچی یا رامبراندی داشته اند که این کار را برایشان انجام داده. چرا که اگر کار یک غارنشین ساده میبود، میبایست تمام غارها و کوهها پر میشد از نقاشی و سنگ نگاره. درست مثل هزاره های بعدی که به نسبت جمعیت، فقط معدودی دانشم

برچسب: داوینچی, نویسنده: مبین مرادیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:37

مدتهاست که هر از گاهی با دیدن یه حرکت مثبت از یه جوون رعنا، در عالم تخیل به این فکر میکنم که اگه من تو این مملکت یه کاره ای بودم، واسه جوونها به نسبت سعی و تلاش و لیاقتشون یه پاداش اساسی میدادم. مثلآ اگه یه جوون طی سالهای تحصیل، معدلش مستمرآ ممتاز باشه، ماهی یه میلیون بهش اختصاص بدم. اگه تو یه رشته ورزشی فعالیت باشگاهی داشته باشه بازم یه میلیون دیگه. اگه هنری هم بلد باشه مثل نوازندگی، مجسمه سازی، نقاشی، قالیبافی و یا هر هنر دیگه، اونم یه میلیون. یهویی میبینی جوونی که چند ویژگی رو با هم داره، ماهی سه چهار میلیون کاسبه. راجع به بودجه اش هم فکری نکردم. چرا که میدونم با مدیریت و نظارت علی گونه بر

برچسب: پاداش, نویسنده: مبین مرادیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:37

بچه که بودم، در جانماز اغلب بزرگترها و در کنار مهر و تسبیح و انگشتر، تکه چوبی قلمی و چند سانتی دیدم که کاربردش در عبادت را نمیدانستم. وقتی هم که پرسیدم گفتند چوب مسواک است و وجودش در جانماز ثواب دارد. در همان عالم بچگی بارها آنرا با مسواک خودم مقایسه کرده اما هیچوقت نفهمیدم چرا با این همه تفاوت اسمشان یکیست. کمی بزرگتر که شدم روایتی خواندم که: اگر مسواک زدن سخت نبود آنرا در هر نماز واجب میکردم. و من تازه متوجه شدم که علت وجودش در جانماز چه بوده و به مرور زمان چه شده. آن تکه چوب که هنگام خیس خوردن حالتی ریش ریش بخودش گرفته و کاربردش نظافت دندانهاست، در عین بلا استفاده بودن، به حالت تقدسی وجودی

برچسب: ثواب,خطا, نویسنده: مبین مرادیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:37

اولین برگ دفتر: پنجشنبه 25 تیر 1366 دیشب خوابگاه دانشگاه پیش سیروس (از رفقای دانشجوی آنزمان و پزشک حاذق امروز) بودم. امروز صبح اون رفت بیمارستان و من اومدم خونه. بین راه سری به بانک زدم که رسول (از دوستان دوران ابتدایی و کارمند بازنشسته بانک امروز) رو ببینم که نبودش. وقتی رسیدم خونه، نگین و بابا برای تحویل گرفتن منزل جدید نگین اینا رفته بودن. وقتی برگشتن ناهار خورده و چرتیدیم تا ساعت پنج. بعدش رفتیم منزل جدید جهت نظافت. ترتیب آشپزخونه و حمام و یکی از اتاقها رو دادیم. شام ساندویچ خورده و برگشتیم. کمی دور هم نشسته و بعدش خوابیدیم. قرار شد فردا دوباره واسه نظافت بریم. جمعه 26 تیر 1366 صبح راهی خو

برچسب: چند,برگی,دفتر,ایام, نویسنده: مبین مرادیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:37

عزیز باسواد و بامعرفتی هست که اینجا سفرنامه های مصورش رو به دوست و آشنا هدیه میده و میدونم که مشقت زیادی برای این کار متحمل میشه. لذا شایسته است بدینوسیله هم ازشون قدردانی کنم و هم به دوستان معرفیشون کنم.

برچسب: سرای,دوست, نویسنده: مبین مرادیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:37

دوست عرب زبان صادقی دارم که سالهاست ندیدمش. البت هر از گاهی تماس تلفنی داریم و هر دو احوالپرس و مشتاق دیدار هم، اما امان از مصیبتهای روزمره که اسمش را گرفتاری گذاشته ایم و مانع از توفیق دیداری است. بگذریم... سالها قبل این دوست ما در کشاکش اختلاف مالی با شریکش، مثالی برایم زد. گفت ما عرب زبانها به یک نوع از خار بیابان که بسیار دردناک هم هست میگوییم "شوک" و ضرب المثلی داریم به این مضمون که: همیشه از "شوک" دوری کن. حرف اول این کلمه را به شراکت و دومی را به وکالت و سومی را به کفالت تعبیر کرده ایم. که عاقبت هر کدام از اینها مثل خاری گزنده به دست و پای آدمی خواهد رفت. ............... این روزها خاری

برچسب: شوک, نویسنده: مبین مرادیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:37

صفحه بندی