جای شما خالی، حال و هوای شیراز اینروزها بهاریه. هم حالش هم هواش. یه حالی که بعد از سی و چند سال سکونت مداوم در شیراز، هنوز نتونستم درست و حسابی از پس وصفش بربیام. درختها جوانه زدن و نسیم ملایم و خنکی مدام در حال وزیدنه. هر از گاهی ابر میشه و نم نم بارونی، و یه جنب و جوش دلپذیر و خوشایند بین مردم. و اگه کمی از من جوونتر باشی، میشه با یه لا پیرهن تمام روز و کمی از شب رو سر کرد.
پیش از ظهر دیروز با تاکسی عازم جایی بودم. تقریبا اواسط راه و در ترافیک میدانی، از پشت شیشه بساط یه واکسی رو دیدم که سر کوچه بن بستی پهن کرده بود. به راننده گفتم که نگه داره و پیاده شدم. رفتم سراغش و پرسیدم: وقت داری یه وا

سکه مربوط به دوران نادر شاه افشار است.
با عبارت "خلد الله ملکه، ضرب تبریز 1151"
توضیح و تفسیر: "خداوند مُلک و سلطنت او را پایدار و جاویدان بدارد". سال ضرب به هجری قمری و جنس سکه از نقره است. ضرب بصورت چکشی است و پشت سکه در میان یک دایره کوچک "السلطان نادر" حک شده است. اندازه اش مناسب است و اگر به سلیقه ات جور درآید، میشود یک رکاب زیبا برایش ساخت و بعنوان انگشتر استفاده کرد.
ایستادن بیجا مانع از کسب است. لطفا مزاحم نشوید.از دادن نسیه معذوریم، حتی شما دوست عزیز.
عاقبت نقد فروشی، عاقبت نسیه فروشی
..........
اشکال از فرستنده است. لطفا به گیرنده های خود دست نزنید.
دنباله برنامه تا چند لحظه دیگر...
.........
ورود افراد معتاد به سالن سینما اکیدآ ممنوع است.
ورود افراد کمتر از 18 سال ممنوع.
اول ساندویچ بعد سینما.
فروش بلیط فقط نیم ساعت قبل از آغاز هر سئانس میباشد.
سئانسهای صبح دو فیلم با یک بلیط.
.........
برای خرید نوشابه، شیشه خالی همراه داشته باشید.
به هر نفر فقط دو پاکت شیر داده میشود.
گرویی کاسه ماست پنج تومان...
فروش دستمال کاغذی فقط به همراه رب گوجه فرنگی.
سکه دو ر
برچسب: داوینچی,
نویسنده: مبین مرادیان
برچسب: پاداش,
نویسنده: مبین مرادیان
اولین برگ دفتر: پنجشنبه 25 تیر 1366
دیشب خوابگاه دانشگاه پیش سیروس (از رفقای دانشجوی آنزمان و پزشک حاذق امروز) بودم. امروز صبح اون رفت بیمارستان و من اومدم خونه. بین راه سری به بانک زدم که رسول (از دوستان دوران ابتدایی و کارمند بازنشسته بانک امروز) رو ببینم که نبودش. وقتی رسیدم خونه، نگین و بابا برای تحویل گرفتن منزل جدید نگین اینا رفته بودن. وقتی برگشتن ناهار خورده و چرتیدیم تا ساعت پنج. بعدش رفتیم منزل جدید جهت نظافت. ترتیب آشپزخونه و حمام و یکی از اتاقها رو دادیم. شام ساندویچ خورده و برگشتیم. کمی دور هم نشسته و بعدش خوابیدیم. قرار شد فردا دوباره واسه نظافت بریم.
جمعه 26 تیر 1366
صبح راهی خو
برچسب: شوک,
نویسنده: مبین مرادیان